امیدی زیبا
نفس بی تکرار من سلام
عزیز تر از جانم سلام
دختر نازنینم سلام
كوچك رويايي من سلام
اگر تو نبودی، شمعدانی های لب پنجره، این گونه زیبا گل نمی کردند
عطر سیب اینگونه معنایی نداشت
اگر تو نبودی، نه پدر معنا داشت، نه مادرت بهشتی می شد
گر تو نبودی، شکوفه های زندگی به بهار نمی رسیدند
و باغچه ای از امیدی که از شکوفه های انار لبریز است
تو گلدانی هستی که از زیباترین گل های معطر
خانه ها را به نزدیک ترین بهارها گره زده است
و نزدیک ترین راه های رسیدن به عشق را از پرنده ها بهتر بلدی
از تمام ستاره ها و پرنده ها به آسمان نزدیک تری
كوچك رويايي من
دنيا اگر خودش را بكشد نميتواند
به عشق من به تو شك كند
حاجتي به استخاره نيست
عشق ما ... عشق من به تو
عشق تو به من
يك پديده است
آنیل جان ، بی همتای من
می خواهم برایت از رازی شیرین بگویم
از خبری خوش که پیش تر وعده اش رو داده بودم
مدتی است که مهمانی در دلم دارم
مهمانی عزیز برای بابا و من و تو
می خواستم این شادی را در روز عید فطر با همه تقسیم کنیم
که سفر بودیم و قسمت به امروز بود.
آنیل عزیزم
برادری در راه داری
به امید خدا تا 4 ماه دیگر در کنار ما خواهد بود
دو ماه بعد از تولد تولد 2 سالگی شما
زمانهایی هست که می خوام زمان پرواز کند
زمانهایی هست که نمیخوام عقربههای ساعت حرکت کنند
نمیخوام روزها به سرعت بگذرند!!
و دلم میخواد زمان در لحظه متوقف شود!
این است حال و روز این روزهای من...
این عطر وجود عزیزانی است که مرا لبریز میکند.
لبریز از بودن و ماندن،
ماندنی با عشق و امید،
امیدی زیبا
این امید را دوست دارم،
که باعث زنده ماندنم میشود.
همسرم ، دخترم و پسرم ، به خود میبالم که شما را دارم.
و از خدای خویش بیش از همیشه سپاسگزار وجود نازنینتان هستم.
همیشه باشید.
همینقدر نزدیک.
همینطور مهربان.
همیناندازه ستودنی




امیدی زیبا 

